اولین حضور حسناجان در شهریار
یکی یدونه ما ، مامانی مامان 15 روز اول تولد شما ، پیش ما بود و تو این مدت خیلی خیلی زحمت کشید و سعی میکرد بچه داری رو به من یاد بده خیلی سخت بود . وقتی مامانی می خواست بره من هنوز احساس میکردم که چیزی بلد نیستم و از موضوع رفتن مامانی خیلی ناراحت بودم و برای همین ما هم باهاشون رفتیم و 4 روز اونجا موندیم ، در اصل بچه داری کامل من از روز بیستم شروع شد. جیگر گوشه ما ، مامانی و بابایی به مناسبت اولین حضور شما در خونشون این لباس عروس زیبا رو به عنوان پاانداز به شما دادن ، دستشون درد نکنه. اینم تاج سرته عزیزم ، فدات بشیم الهی اینجا بغل دایی سیاوش هستی که موهاتو فشن کرده که این مدلی هم بهت می...



